سيد علي اكبر قرشي

813

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

منظور از « فرط » صرف مقدم بودن است . دربارهء مردگان فرموده : « اولئكم سلف غايتكم و فراطّ مناهلكم الذين كانت لهم مقاوم العزّ و حلبات الفخر . . . » خ 221 338 فراّط ( بر وزن طلاب ) جمع فارط به معنى متقدم است ، يعنى آنها گذشتگان غايت و مرگ شما هستند ، ( كه پيش از شما به مقصد شما رسيدند ) و پيش افتادگان به آبشخور شما مى باشند كه داراى مقامها و منزلتهاى عزّت و گروههاى افتخار بودند . فرع : بالارفتن . « فرع الجمل : « صعده » شاخهء درخت را به علت بالا رفتن فرع گفته‌اند ، به فرزندان فروع گويند كه از اصل « پدر » برخاسته و منشعب شده‌اند ، مواردى از آن در « نهج » آمده است : « او منبر يفرعه » خ 32 75 يعنى يا منبريكه بر آن بالا رود ، مغيرة بن اخنس به عثمان بن عفان گفت من به نفع تو از عهدهء على ( عليه السلام ) بر مى آيم امام عليه السلام به او فرمود : « يا بن اللعين الابتر و الشجرة التى لا اصل لها و لا فرع انت تكفينى . . . » خ 135 193 ، پدر اخنس از منافقان بود لذا « اللعين » فرموده و بودن فرزندى مانند اخنس مانند نبودن است لذا « ابتر » فرموده ، ( لا اصل لها و لا فرع ) اشاره به عدم اصالت خانواده است ، مغيره برادرى داشت به نام « ابو الحكم بن اخنس » كه در « احد » بدست امير صلوات الله عليه كشته شد ، از آنجا نسبت به امام عليه السلام عداوت داشت . فرعون : لقب پادشاهان مصر قديم است كه به صيغهء مفرد و جمع پنج بار در « نهج » آمده است ، يك دفعه منظور فرعون موسى است كه فرموده : « لقد دخل موسى بن عمران و معه اخوه هارون على فرعون و عليهما مدارع الصوف » خ 192 291 و نيز آنجا كه راجع به فتنهء اهل ضلال بعد از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « حتى اذا قبض الله رسوله صلى الله عليه و آله رجع قوم على الاعقاب . . . و وصلوا غير الرحم و هجروا السبب الذى امر بمودتّه . . . ذهلوا فى السكرة على سنّة من آل فرعون من منقطع الى الدنيا راكن او مفارق للدين مباين » خ 150 209 يعنى به زمان كفر برگشتند ، به رحم و اهل بيت آن حضرت وصل نشدند ، و اهل بيت